16 دیدگاه

Hooked on You_ep 3

By:2young2die

PhotoGrid_1481804809681

اولین توقف خونواده تو بستنی فروشی بود، حتما بچه ها دلشون بستنی خواسته بود. پدر ها برای بچه ها بستنی خریدن و کای با قدری فاصله پشت سر تعدادی از آدما وایستاده بود تا خودشو پنهون کنه. حتی کای خودشم نمیدونست چرا داشت خودشو قایم میکرد، طوریم نبود که رابطه بدی با سوهو و کیونگسو داشته باشه
بعد به راهشون ادامه دادن و بالاخره تصمیم گرفتن که سوار کاپ های چرخون بشن. دوقلوها و اون پسر رنگ پریده با سوهو‌ و کیونگسو سوارشون شدن، کای پشت نرده ها وایستاد تا اونارو تماشا کنه.اون میدونست که که الان شبیه یه تعقیب کننده ترسناک شده و نباید جاسوسی اون خونواده رو بکنه ، اما بدجور جذب اون پسر بچه شده بود
بعد از اینکه سواریشون تموم شد، کیونگسو به طرف سرویس بهداشتی رفت و سوهو رو با بچه ها تنها گذاشت. سوهو و بچه ها رو نیمکت منتظر کیونگسو موندن. سوهو زیاد حواسش به بچه ها نبود و کای اونقدری به بچه ها نزدیک بود که بتونه حرفایی که بینشون رد و بدل میشد و بشنوه
یکی از دوقلوها پرسید_چرا اسم تو یوکی ئه؟
کای لبخند زد، پس اسمش این بود. شاید ژاپنی بود… اما هنوزم شبیه کره ایا بود، شایدم دورگه بود
یوکی شونه هاشو بالا انداخت و گفت_آپا میگه اسم من یوکیه چون درست وقتی به دنیا اومدم که تو ژاپن برف شروع به باریدن کرد. اولین برف سال وقتی من به دنیا اومدم بارید
کای به دقت به حرفای یوکی گوش میکرد
_پس یوکی به ژاپنی یعنی برف؟
یوکی در حالیکه به بستنیش زل زده بود، سرشو به نشونه تائید تکون داد
_پس تو نیمه ژاپنی هستی؟
یوکی سرشو به دو طرف تکون داد و گفت_نه،من یه کره ایم که تو ژاپن به دنیا اومدم
همون دوقلوهه پرسید_پس پدر دیگه تم کره ایه؟ کجاست؟
یوکی_نمیدونم
یوکی یهو ناراحت به نظر میرسید
یوکی_من هیچ وقت ندیدمش. وقتی در موردش پرسیدم آپا خیلی ناراحت به نظر میومد. نمیدونم قضیه چیه اما من نمیخوام آپا ناراحت باشه، به خاطر همین دیگه هیچی نپرسیدم
دو تا دوقلو همزمان باهم گفتن_اووو…
دوباره همزمان باهم گفتن_اما کنجکاو نیستی راجع به پدر دیگه ات بدونی؟
این رفتار دوقلوها هم ترسناک و هم شگفت انگیز بود. یوکی هم به نظر شگفت زده میومد، اما بهرحال سوالشونو جواب داد
یوکی_البته که هستم… منم میخوام مثل شما دخترا خونواده داشته باشم، اما تا وقتی که آپامو دارم برام مهم نیست. سعی کردم تصور کنم پدر دیگه ام چه شکلیه اما همه میگن که من دقیقا شبیه آپام
_پدرت خیلی مهربون به نظر میومد. چرا باید تنها باشه؟
کای دیگه نمیتونست دوقلوهارو از هم تشخیص بده، اونا خیلی شبیه هم بودن
یوکی_همکارای سابق پدرم همیشه بهم میگفتن که پدرم اهمیتی به تنها بودن نمیده… اون میگه میخواد رو کارش تمرکز کنه. نمیدونم..‌آپا اینطوریه
_اوو…
بعد کیونگسو ظاهر شد و مکالمه بچه ها همونجا تموم شد. کای راجع به زندگی اون پسر بچه کنجکاوتر شد، میخواست بیشتر بدونه چون هر چقدر بیشتر به پسر بچه نگاه میکرد، بیشتر مطمئن میشد که ممکنه پسر سهون باشه، چون یوکی از طرفی هم عضو اون خونواده نبود
کای به خودش جرئت داد تا با خونواده روبرو شه. چیزی برای از دست دادن نداشت، میخواست مطمئن شه. به طرفشون رفت و جلوشون وایستاد
کای_سلام
این تمام حرف کای بود ؛ و سوهو و کیونگسو انگار که یه روح دیده باشن شوکه شده بودن.به هم دیگه نگاه کردن و کیونگسو زیرچشمی به پسر سهون نگاه کرد. کیونگسو بچه هارو به حالت دفاعی تو ب.غ.لش گرفت ، انگار که داشت اونارو از کای محافظت میکرد.
سوهو_ک..کای… تو اینجا چیکار میکنی؟
کای درحالیکه زیرچشمی به پسربچه تو ب.غ.ل کیونگسو نگاه میکرد، گفت_میخواستم راجع به یه موضوعی حرف بزنم، میتونم وقتتونو بگیرم؟
یوکی با کنجکاوی به کای نگاه میکرد
سوهو به طرف کیونگسو برگشت و گفت_عزیزم، چرا بچه هارو نمیبری تا بازی کنن و منم بعد بهتون ملحق شم؟
کیونگسو سرشو تکون داد و باعجله بچه هارو با خودش برد. اونا خیلی زود از جلوی دید کای محو شدن ، کای میخواست جلوشونو بگیره اما اینکارو نکرد
سوهو_چی.. چیه؟
کای همیشه فکر میکرد که سوهو مثل یه گربه ترسوئه. درست فکر میکرد
کای_سهون کجاست؟… اینجاست؟
سوهو سرشو به دو طرف تکون داد و گفت_نه، نیست. چرا دنبالش میگردی؟
کای_همینطوری، بدون دلیل…. فکر کردم حالا که اینطوری همو دیدیم، شاید سهونم همین جاها باشه. الان کجاست؟ اگه بخواد دوباره همو ببینیم میتونم براش وقت بزارم
سوهو_تنهاش بزار. اون هیچی برای گفتن به تو یا بحث کردن با تو نداره. بزار تو آرامش زندگیشو بکنه
کای نیشخند زد و گفت_هی، آروم باش. خیلی ضایه داری رفتار میکنی، قراره بعدا بیاد؟
سوهو سرجاش خشکش زد، اون لعنتی از کجا فهمید؟
سوهو_ن…نه!
کای با دقت به سوهو نگاه کرد و دوباره نیشخند زد_هی پسر، دروغگوی بدی هستی. باید به کیونگسو میگفتی باهام حرف بزنه، تو خیلی راحت همه چی رو لو میدی
کای داشت ل.ذت میبرد و سوهو عرق میریخت. سوهو تو ذهنش با حرف کای موافقت کرد
سوهو_تو الان یه مرد موفقی، فکر نمیکنی زمانش رسیده که بزرگ شی و اذیت کردن سهونو تموم کنی؟ اون الان زندگی و خونوا…
وقتی فهمید که از دهنش در رفته، بلافاصله حرفشو متوقف کرد
کای_چی؟… اون الان یه خونواده داره؟
سوهو_من همچین حرفی نزدم !
کای با سردرگمی گفت_داشتی میگفتی… پس اون یه خونواده داره… چطور؟ دوباره ازدواج کرده؟
سوهو_نه، من دیگه نمیخوام حتی کلمه ای بهت بگم! خانوادم منتظر منن. از دیدن دوباره ات خوشحال شدم، کای. و امیدوارم این آخرین باری باشه که همدیگه رو میبینیم
باعجله از کای دور شد. کای نمیدونست منظور سوهو از خانواده چیه. یعنی سهون دوباره ازدواج کرده؟ یا یه بچه داره؟ ممکنه یوکی باشه؟ اون شبیه سهون بود. کای قرار نبود بزاره همه چی به همین راحتی بگذره.اون باید سهونو پیدا میکرد یا حداقل شخصا با یوکی حرف میزد. میخواست بدونه پدر یوکی کیه و یوکی چند سالشه… اگه اون 6 یا 7 سالش باشه و واقعا بچه سهون باشه. پس یعنی پدر دیگه اش کایه. از این مطمئن بود
سوهو انگار داشت برای نجات زندگیش میدوید. باعجله و استرس دنبال خونوادش میگشت و خیلی زود اونارو درحالیکه از چرخ و فلک خارج میشدن، دید. از کنار مردم زیادی رد شد و خودشو به اونا رسوند. وقتی کیونگسو رو پیدا کرد ب.غ.لش کرد و صحنه کوتاهی رو جلوی چشمای بچه ها به وجود آورد
دوقلوها تظاهر به بالا آوردن کردن و صورتشونو برگردوندن، و یوکی خجالت کشید
سوهو_عزیزم…
سوهو نامنظم نفس میکشید
کیونگسو با نگرانی پرسید_چی شد؟ زود باش، بهم بگو!.. کای چی میخواست؟
سوهو_اون فقط راجع به سهون پرسید… و فکر کنم که احتمالا میدونست که سهون قراره یکم دیگه بیاد
یوکی با شنیدن اسم پدرش یدفعه گفت_آپا؟
سوهو متعجب شد که یوکی حرفاشونو شنیده، لبخند کوچیکی به یوکی زد و کیونگسو رو برای صحبت کمی از بچه ها دور کرد
سوهو_نمیدونم اینو چطور فهمید، اما یه جوری فهمید و قسم میخورم که من بهش چیزی نگفتم!
سوهو حتی برای دفاع از خودش قسم خورد
سوهو_کای خودش میدونست..
کیونگسو_پس ما الان باید به سهون خبر بدیم! وگرنه ممکنه کایو ببینه… من بهش زنگ میزنم
سوهو برگشت تا به بچه ها نگاه کنه و وقتی یوکی رو همراه دوقلوها ندید، خشکش زد. سوهو نفس بریده ای کشید و باعث شد کیونگسو هم برگرده. کیونگسو هم با دیدن جای خالی یوکی خشکش زد
سوهو_یوکی کجاست؟!
تماس به سهون قطع شد و سوهو و کیونگسو با نگرانی به جای خالی یوکی نگاه کردن

 

 

متاسفم که یکم کم بود این قسمت، امتحانای یونی شروع شده و امیدوارم درک کنید ^^

لطفااگه کسی میتونه پوستر درست کنه، با من ارتباط برقرار کنه، ممنون میشم ^^

15+

16 دیدگاه برای “Hooked on You_ep 3

  1. واقعا باید کینگسو جواب کای رو میداد
    یوکی کجا رفتhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

    0
  2. مرسی عزیزمhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_211.gif

    0
  3. ممنونم منتظر قسمت های بعد هستم

    0
  4. وایییییی خیلی قشنگه بود آجی خسته نباشی

    0
  5. عزیزمممممممممممم هدیهههه پوستر میخوای میل بزن من همیشه منتظرتم
    مرسییییییییییییییییییییییی عالییییییییی بودددددددددددد

    0
  6. کای چه سیریشه!ول نمیکنه که!یوکی هم که گذاشت رف…لابد پیش کایه الان …بیجاره سهون قراره چی بکشه؟!
    ممنون

    0
  7. سلاااااااام عشقم وای همین که اومدم توسایت پارت بعدو دیدم چقده ذوق کررردم ممنون عزیزم خسته نباشی ایشاالله که امتحاناتتو خوب بدیhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_211.gif
    عررررررر میدونستم کای باهوشه وزود میفهمه نکنه یوکی رو کای برده بیچاره سهون قراره دوباره کلی از دست کای سختی بکشهhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_16.gif

    0
  8. خیلی خیلی ممنون عزیزم مرسی که زحمت میکشی

    0
  9. روانيه سوهو شدم .. http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_104.gif
    يوكى رو پدرش دزديد .. موهاهاها …. http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_120.gif

    0
  10. WoOoOow bazm awli bud.thankshttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

    0
  11. ای بابا… کای بردنش یوکی رو؟ ممنون

    0
  12. عجیب کای گیر داده.http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_104.gif.و حس پدرانش گل کردهههه…http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_60.gif
    چقد من دلم میخواد زوردتر سهونو ببینههههhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_far.gif
    عرررر یوکی رو کای برده ازش حرف بکشههه….
    http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_25.gifhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_109.png
    مرسیییhttp://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_108.gif

    0
  13. واقعا کم بود ولی خب!ممنون که وقت گذاشتی! امیدوارم روال فیک همینطوری شیرین پیش ببره:))خسته نباشی

    .

    0
  14. ورییی بوس من تازه دارم می خونم جالبه

    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong> <img src="" alt="" class="" width="" height="">

http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_07.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_12.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_13.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_14.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_15.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_151.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_16.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_210.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_211.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_214.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_215.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_216.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_100.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_103.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_104.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_105.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_106.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_107.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_108.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_109.png 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_110.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_111.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_112.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_115.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_116.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_117.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_118.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_119.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_120.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_121.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_122.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_123.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_124.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_125.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_126.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_127.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_102.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_128.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_129.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_130.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_131.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_132.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_133.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_134.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_135.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_136.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_137.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_138.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_139.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_217.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_226.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_233.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_235.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_22.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_24.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_25.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_26.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_27.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_32.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_33.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_41.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_44.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_47.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_49.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_51.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_54.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_60.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_63.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_66.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_inlove.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_far.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_113.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_114.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://2kpopfanfiction.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_zardak(1).gif